تحقیق در مورد جعل حديث 15 ص

تحقیق در مورد جعل حديث 15 ص
تحقیق در مورد جعل حديث 15 ص |1654312|zt

لینک دانلود و خرید پایین توضیحات

دسته بندی : وورد

نوع فایل : .DOC ( قابل ويرايش و آماده پرينت )

تعداد صفحه : 16 صفحه

قسمتی از متن .DOC :

‏فهرست :

‏جعل حديث

‏علل جعل حديث

‏تميز مجعولات

‏نمونه اي از احاديث مجعوله

‏وضاعين حديث

‏علائم و وسائل تشخيص احاديث مجعوله و صحيحه

‏جعل حديث

‏بايد دانست كه كليه احاديث منقوله، بصحت نپيوسته و روى دلائل و شواهدى، دست جعل در ميراث نبوت و ولايت برده شده.‏

‏سيد مرتضى مى‏‏‏فرمايد: همانا احاديثى كه در كتب شيعه و ساير مذاهب اسلامى نقل شده متضمن انواع اشتباهات و امورى است كه بطلان آن يقينى است مانند امور محال و چيزهائى كه دليل قطعى بر فساد آن داريم چون جبر و رؤيت ذات بارى تعالى و قول بوجود صفات قديمه براى خداوند و امثال آن از مطالبى كه ما را ناچار بنقد احاديث مى‏‏‏نمايد.

‏و‏ از اين رو تشخيص صحيح و سقيم حديث، مشكل گرديده.و قهرا تناول اين علم، از عهده همگان خارج گشته.

‏در نتيجه هر كس را نرسد كه بهر منقولى اعتماد نموده، و آن را بساحت قدس نبوى و ولوى، انتساب دهد.

‏زيرا بصحت پيوسته كه پيغمبر فرمود هر كه بمن دروغ ببندد جايگاهش پر آتش گردد‏ ‏.نيز عقل، حاكم است كه آنچه از قول كسى نرسيده، بوى نتوان انتساب داد، تا چه رسد كه منتسب، بزرگترين امر حياتى و اجتماعى بشر، يعنى دين باشد.و منتسب اليه‏‏‏بزرگترين شخصيت جهان بشريت، و برترين مقام تربيت و تعليم يعنى پيشواى دين و مذهب.

‏اكنون بايد ديد كه با اين حكم شديد عقل و منع اكيد نقل، چه كسان و چگونه احاديثى صلاحيت تدوين و نقل را دارند.

‏علل جعل حديث

‏مى‏‏‏دانيم كه پس از پيغمبر اختلافات و حوادثى ميان مسلمين پديد گرديد.كه پاره‏‏‏اى از آنها سبب شد در زمينه آن، احاديثى جعل، و بدينوسيله موضوع، تثبيت شود، كه اهم آنها از اين قرار است:

‏موضوع خلافت و جانشينى پيغمبر.كه جمعى بنص رسول اكرم.و گروهى بحسب شورى مى‏‏‏دانستند.

‏روى كار آمدن معاويه، بدست آويز خونخواهى از كشندگان عثمان، (خليفه سوم) .

‏وى براى استحكام فرمانروائى خود بدو قوه مثبت و منفى بشرح زير تشبث كرد:

‏1‏.‏ تبليغات و جعل حديث در فضائل بنى اميه (درباره رواياتى كه له خلفاء جعل كرده‏‏‏اند رك: ص 37 نوادر فيض)، و مظلوميت عثمان، و قلمداد نمودن على (ع) را از مسببين قتل وى .

‏2‏.‏ سركوبى و نابودى مخالفين بنى اميه و اخفاء و اضمحلال فضائل بنى هاشم.و خاصه على (ع)، و تبديل فضائل آنجناب، به بديها .

‏موضوع خوارج، و تشكيل اصول اعتقادى بخلاف مبانى عامه، كه براى تشييد مبانى اعتقادى خويش، دست بجعل حديث زده و احيانا كسانى نيز عليه آنان حديث جعل مى‏‏‏كردند.چنانكه مهلب بن ابى صفره، براى ضعيف ساختن خوارج بجعل حديث عليه آنان دست زد.

‏تشعبات مذهبى.و آراء و معتقدات فرق منشعبه.از قبيل زيديه، معتزله، حنابله، ظاهريه، مجسمه، غلات، كراميه، اشاعره، متصوفه، باطنيه.با تشعبات طاريه بر هر فرقه و همچنين پيدايش مذاهب مختلف فقهى از ابو السعادات احمد بن منصور نقل شده كه بين دو دست پروردگار لوحى است كه در آن اسماء كسانى كه قائل بصورت از براى خدا و رؤيت حقتعالى و چگونگى آن شده

‏‏‏اند ثبت شده و فرشتگان بآنان مباهات مى‏‏‏كنند

‏از اسحق بن مهشاد نقل شده كه وى بر مذهب كراميه، جعل حديث مى‏‏‏كرد.و كتابى در فضائل محمد بن كرام نيز نگاشته كه تمام دروغ و جعل است.

‏سيوطى درباره احمد بن عبد الله جويبارى گويد: و‏ی‏ هزاران‏‏‏حديث برا‏ی‏ كراميه وضع نمود، ابن حجر در فتح البار‏ی‏ گويد: كراميه وضع حديث را در ترغيب و ترهيب جايز دانسته و استدلال كرده‏‏‏اند كه اينكار دروغ له پيغمبر است نه عليه او.

‏سيوطى در مرقاة الصعود الى سنن ابى داود.ضمن نقد حديثى فرمايد: لم اقف على هذا باسناد، و لم ارمن ذكره الا الغزالى فى الاحياء و لا يخفى ما فيه من الاحاديث التى لا اصل لها.

‏مأمون بن احمد هروى از پيغمبر نقل مى‏‏‏كرد كه فرمود: در امت من مردى است، بنام محمد بن ادريس.يعنى الامام الشافعى كه براى امت، از شيطان خطرناكتر است و نيز مردى است بنام ابو حنيفه كه چراغ امت من است، و اين حديث را، وى هنگامى كه پيروان شافعى در خراسان رو بفزونى گذارده بودند جعل كرد (لسان الميزان 5/7 بنقل علوم الحديث) .در جلد پنجم ‏«‏الغدير‏»‏ پاره‏‏‏اى از احاديث موضوعه در فضائل ائمه اربعه را، نقل مى‏‏‏كند.از آن جمله: پيغمبر فرمود .مردى در امت من بنام نعمان و كنيه ابو حنيفه خواهد آمد كه وى چراغ امت من است و اين جمله را سه بار تكرار فرمود.

‏نيز فرمود: مردى خواهد آمد كه روش مرا زنده ساخته و بدعت را مى‏‏‏برد.اسم وى نعمان بن ثابت است.ساير انبياء بمن و من بابى حنيفه فخر مى‏‏‏كنم.

‏وى مردى پرهيزگار نزد خداى من است چنانكه كوهى از علم است و مانند پيغمبرى از انبياء بنى اسرائيل مى‏‏‏باشد.لذا هر كه ويرا دوست دارد مرا دوست داشته و هر كس ويرا دشمن دارد مرا دشمن داشته‏.

‏در مقابل، گروهى چون بخارى (امام حديث اهل سنت) وى (ابو حنيفه) را از ضعفاء و متروكين شمرده و از فربرى نقل نموده كه چون خبر مرگ ابو حنيفه بوى رسيد، او را لعنت كرد.و گفت : وى دين را خراب ساخت.و مولودى شريرتر از وى در اسلام متولد نشده.

‏مالك در باره (ابو حنيفه) گفته: كه اگر كسى عليه اسلام به شمشير قيام مى‏‏‏كرد، ضررش از ابو حنيفه سهلتر بود.

‏وكيع درباره وى گفته: ابو حنيفه با دويست حديث پيغمبر مخالفت كرد.احمد بن حنبل نقل حديث از ابو حنيفه را جايز نشمرده.



مطالب دیگر:
📚امام حسین📚قیام عاشورا📚واقعه غدیر خم📚کتاب صوتی قدرت از راندا برن📚تراز یاب ها📚معماری اسلامی📚امر به معروف و نهی از منکر📚حضرت مسیح📚تحقیق خلافت عمر📚تحقیق بایدها و پیامدها در قیام عاشورا📚اهميت زكات در قرآن و حديث📚تحقیق جراحی پلاستیک گوش📚بهداشت محیط زیست📚کسب درامد از اینترنت روزی3 میلیون تومان تضمینی و تست شده📚تحقیق دستگاه تنفس📚تحقیق نماز📚مقاله بهداشت و سلامتي📚دانشمند ایرانی ابوریحان بیرونی📚دانشمند ابوعلي سينا📚تحقیق تشریح سرطان📚کتاب آموزش بازاریابی به شیوه اینستاگرام📚کتاب گام به گام بازاريابي اينترنتي📚کتاب 161 نکته موفقیت در کسب و کار اینترنتی📚کتاب خودآموز مکالمات زبان سوئدی📚دیکشنری تصویری کره ای - انگلیسی